روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
71
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
دار الضرب صورت آدم پيشواش عقل است ، و حاجبش فهم است . صفتش سير در معرفت است . لبش « 1 » حكمت است . حرفتش عشق است . ديدنش حق است . جوهر لايزالى است . قوتش لقاى ابدى است . عبادتش انفراد است ، و دولتش اتحاد است . مرتعش انبساط است . مركزش آيات است . فعلش سوختن حجاب است ، و سرودش « 2 » شطح است ، و گفتنش انا الحق است . مست خداى در سراى « 3 » خداى است . غواص بحر قدم است . سوار ميدان ازل است . چاووش بارگاه ابد است . از حق شنود بىواسطه . با حق گويد بىواسطه . حق را بيند بىحجاب . ساقيش حق است ، مطربش حق . مرغ آشيان وصال است كه در آسمان هويت به جناح احديت پرواز كند . قاتل نفس است بىديت ، خازن حق است بىغلط . ربانى علم است ، اگرچه در انسان است . حيات جهان است . وتد طبايع است . حاكم خلايق است . ديدهها از ديدنش كوتاه است ، و عقلها در معرفت گوهرش قاصر . نبينندش عارفان ، و ليكن به حقيقتش برسند « 4 » . هر كه او را بيند حق را بيند . هر كس بشناسد ، حق را بشناسد . چنان كه گفت : من عرف نفسه فقد عرف ربه . آيات خداى است در بلاد خداى . چنان كه فرمود - جل جلاله - سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ ( 41 / 53 ) . جوهرى است در صدف صورت كه آن جوهر به حقيقت حيات دارد . و علم دارد و
--> ( 1 ) - ب : لباسش ( 2 ) - ج ، د : سرودنش ( 3 ) - ج : سر ( 4 ) - الف ، ب ، ج : ندانند